هر روز در اين مملكت تحولهايي انجام ميشود و از آنجاييكه مسئولين اين مسئله را بهتر ميدانند شايد بخواهند تجديد نظرهايي انجام دهند.
منيژه حكمت - كارگردان و تهيهكننده - درباره حذف دفترچه سياستهاي سينمايي، ضمن بيان اين مطلب به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: وضعيت توليد بايد در سينماي ايران تعريف شود. در قصههاي متنوع و شرايط ساخت فيلم، چقدر دست ما به عنوان فيلمساز باز است كه بتوانيم در حيطههاي مختلف وارد شويم؟.
وي به بحث ورود فيلم خارجي كه اخيرا مطرح شده، اشاره كرد و گفت: بايد تكليف ما به عنوان فيلمساز ايراني مشخص شود كه چه تعداد سالنهاي سينما داريم و چه مقدار اضافه خواهد شد و اين موضوع به توليد و پخش بر ميگردد كه بايد روشن و تعريف شود.
وي تاكيد كرد: فيلم خارجي بيايد اما وقتي من فيلمساز نميدانم در كدام حيطه ميتوانم وارد شوم و فيلم بسازم و امنيت شغلي داشته باشم چگونه ميتوانم با فيلمهاي مطرح دنيا، رقابت كنم.
اين كارگردان سينما با تاكيد بر اينكه اكران فيلم خارجي حتما بايد كارشناسي دقيقي داشته باشد، به ايسنا گفت: ابتدا بايد تكليف ما سينماگرها روشن شود و بعد وارد حيطه فيلمهاي خارجي شويم، چون معاونت محترم سينمايي نيز كاملا به اين موضوع اشنا هستند كه بدون كارشناسي به بدنه سينماي ايران و فيلمسازان ضربه خواهد خورد.
منيژه حكمت در پايان گفت: اميدوارم با حسن نيت و تعامل به نتايجي خوب بين سينماگران و مسؤولين برسيم چون در غير اين صورت دستورالعمل صادر كردن، ضربهاي به بدنه سينما است.
انتهاي پيام
مشكلات نشريات تخصصي سينمايي به دو بخش عام و خاص تقسيم ميشود و نشريات هرچه تخصصيتر شوند تعهداتشان نيز افزايش خواهد يافت.
شهرام جعفري نژاد- سردبير ماهنامه “صنعت سينما” - در گفتوگو با خبرنگار سرويس سينمايي ايسنا، درباره عمدهترين مسايل و مشكلات نشريات تخصصي در حيطه سينما گفت: عمده مسايلي كه بنده در اين 7 يا 8 شماره اي كه از انتشار مجله ميگذرد با آنها سر و كار داشتم به دو بخش خاص و عام تقسيم ميشوند.
وي در توضيح مطلب فوق افزود: با بخش عام مشكلات تمامي نشريات دست به گريبا هستند كه عمده آن مسايل اقتصادي است و مسلما هر نشريهاي براي ايجاد زيرساختهاي لازم و محكم كردن بنيانهايش نياز به صرف پول و زمان دارد بخش ديگر هم مسايل فني است و لزوما هر نشريهاي تا وقتي از نظر فني و پرسنل و دانش لازم موقعيت مناسبي كسب كند لنگيهايي خواهد داشت.
سردبير صنعت سينما با اشاره به مشكلات خاص حوزه نشريات تخصصي سينمايي خاطر نشان ساخت: نشريات هر چه تخصصيتر شوند تعهداتشان نيز افزايش مييابد ما نيز آگاهانه چنين مسيري را انتخاب كردهايم و مسلما طي چنين راهي، مخاطرات بيشتري از انتشار يك نشريه بازاري و همهپسند با خود به همراه دارد.
وي از ديگر مشكلات خاص در اين زمينه به كمبود نويسندگان تخصصي سينمايي در اين زمينه اشاره كرده و افزود: براي حل اين مشكل نشريه صنعت سينما از نيروهاي تحصيلكرده و با سابقه در امر سينما و نقد استفاده كرده است و سعي ميكنيم با تاثيرگذاري در فضاي سينمايي كشور، خودمان هم تاثير بگيريم و به نوعي خود افراد هم در اين نوع نگاه آموزش ميبينند.
جعفري نژاد در پايان گفتوگو دربارهي مخاطبان خاص نشريات تخصصي سينمايي تصريح كرد: ما از روز اول فكر كرديم كه مخاطبان ما شامل دستاندركاران سينما و دانشجويان اين رشته خواهند بود ولي دوست داريم مخاطبان عام هم داشته باشيم چون فكر ميكنيم مطالب تخصصي هم در زمينههاي مختلف از جمله ساخت فيلمها و روند سينماي ايران وجهان براي عموم خوانندگان سينمايي نيز ميتواند جذاب باشد.
انتهاي پيام
فكر ميكنم، بحرانهاي سينما، متقابلا هم در سرنوشت نشريات سينمايي وهم در انتشار مطالب و كتابهاي سينمايي تاثر مستقيم ميگذارد.
سيداحمد ميراحسان، نويسنده و منتقد سينما در گفتگو با خبرنگار سرويس سينمايي ايسنا، درباره نشر آثار سينمايي و نقش منتقدين در اين راستا، گفت: از آنجا كه منتقدان كشورمان تاثيرگذاري زيادي بر مخاطبان نداشتهاند و از سوي ديگر نقش روشنفكرانه خودشان را به خوبي ايفا نميكنند، بنابراين اوضاع نشر آثار سينمايي چون فيلمنامه و غير در كشورمان نتوانست رونق مورد انتظار را داشته باشد.
وي افزود: و براي رفع مسايلي از اين دست منتقد و نويسنده سينمايي بايد مولد باشد و بتواند بادانش وسيع روي پديدهها تامل كند و بتواند تحليل درستي انجام دهد.
ميراحسان در ادامه گفتوگو خاطرنشان ساخت: انتشار نوشتههاي سينمايي در ايران در دورهاي توانست نسلي از مخاطبان سينما را تربيت كند اما به خاطر ضعفهاي بنيادين خودش در دو حوزه اصلي يعني ارتباط وسيع با مخاطبان و حوزه ادراك تئوريك از جريانات سينمايي نقش خودش را به درستي ايفا كند و فكر ميكنم بحرانهاي سينماي متقابلا هم در سرنوشت نشريات سينمايي و هم در انتشار مطالب و كتابهاي سينمايي تاثير ميگذارد.
انتهاي پيام
فيلمهاي عامه پسند، هميشه از بيان تنهايي انسان طفره مي روند و انسان تنها را صرفا يك منحرف و راه گم كرده معرفي مي كنند.
به گزارش سرويس پژوهش ايسنا، در پايان نامه كارشناسي ارشد رشته سينماي انسيه سادات علوي خراساني تحت عنوان « فيلمهاي جادهاي و انسان مدرن» ، آمده است: سينماي روشنفكرانه تنهايي ، را به مثابه يك وضعيت بشري مورد ارزيابي قرار ميدهد، در فيلم “ شب “ ليديا ( ژان مورو) تنها در خيابانها قدم مي زند و اين به مذاق تماشاگران همان نسل بسيار زيبا و قابل فهم مي آمد. آنها با اين شخصيت به شدت هم ذات پنداري مي كردند.
مولف در ادامه آورده است: سينماي روشنفكرانه تنهايي را به عنوان ضعف شخصيتي به تصوير نميكشد، بلكه آن را همچون يك اطوار روشنفكرانه و يك واكنش انساني ميبيند، واكنشي كه به هيچ وجه ناديده گرفته نمي شود.
فيلمسازاني كه تنهايي را مقوله اصيل روشنفكراني دانستهاند يا به جريان روشنفكري دلبستگي داشتهاند و يا صبغه ماركيستي داشتهاند كه تنهايي را يك شكل از خود بيگانگي انگاشتهاند و از منظر انديشههاي هگل و ماركس با تنهايي برخورد كرده اند، در اين ميان فيلمسازاني نيز دورادور خود را به اين جريان پيوستهاند.
مولف در ادامه اين پايان نامه اضافه مي كند: در نخستين فصل فيلم « واينك آخر الزمان» تنهاي يغريب يك انسان كه با شخصيتهاي فيلم هاي اشاره شده قرابت كمتري دارد، با زيبايي منحصر به فردي به نمايش در ميآيد. اين شكل تصوير گري و شخصيت پردازي توامان اصلا در سينماي كلاسيك هاليوود تجربه نمي شود.
پژوهشگر در ادامه اين پايان كه آن را در سال تحصيلي 1381 با راهنماي دكتر احمد الستي در دانشكده سينما تئاتر دانشگاه هنر تدوين كرده ، آورده است: اگر اينگونه شخصيتها در فيلمهاي كلاسيك ديده شوند، احساس ترحم و دلسوزي تماشگر را برميانگيزاند، چرا كه بيمار روحي، نيازمند ياري به نظر مي رسند، اما درسينماي روشنفكرانه به شخصيتها فرصت داده مي شود كه در تنهايي بمانند و به خاطر بودن در اين وضعيت و لمس اين تجربه، تحسين مي شوند. اين تفاوتي عمده ميان سينماي روشنفكرانه آن دوران با آن گونه انديشيدن است كه هر دو به اين مرحله ظاهرا ناخوشايند زندگي انسان، كيفيتي ارزشمند و قابل ستايش مي بخشند.
در بخش ديگري از اين تحقيق آمده است: فيلم هاي ” جاده اي نوآور “ غالبا داستان تبهكاراني است كه با قانون اختلاف پيدا كردهاند و از آن ميگريزند. اين نوع فيلمهاي جادهاي بيش از هر چيز ديگر محصول وجود اتومبيلهاست و به دهه هاي 1940 و 1950 مربوط مي شود. زماني كه شخصيتها از نظر ظاهري ، آراسته تر از وسترن ها بودند و رفتارهاي اجتماعي تازه اي از خود نشان مي دادند.
همچنين آمده است: قسمتي از اين تغيير ظاهري مبتني بر استانداردهاي دهه هاي 1940 و 1950 نظير پيروي از مد لباس، شكل اتومبيل و آرايش خاص زنان و مردان بود، پس نوآر جادهاي، به لحاظ ظاهر زيرژانر مدرن تر است و از نظر محتوايي نيز پيچيده تر است.
مولف همچنين آورده است: فيلم هاي جاده اي آخر الزماني از دل فيلمهاي جاده اي وحشتناك بيرون ميآيد، اين فيلم ها به زماني خيالي در آينده نظر دارند كه انسان زندگي روي كره زمين را نابود كرده و يا در معرض نابودي كامل قرار داده است و معمولا به انهدام جهان در اثر انفجاري اتمي يا واقعهاي مخرب اشاره دارند، اين فيلم ها به خاطر جستجو و نقل مكان بسيار شخصيت ها از نوع فيلمهاي جاده اي قلمداد مي شوند.
ولي بدون شك مفاهيمي از نوع سينماي وندرس، تلخ انديشيهاي فيلم هاي وسترن جاده اي را طرح نمي كنند.
در آخر نيز آمده است: اين فيلم ها دنيايي متروك و خلوت را به تصوير مي كشند كه بازمانده هاي غير متعارف نسل بشر در آن براي بقا و تصاحب اندك منابع باقي مانده، با يكديگر مي جنگند.
انتهاي پيام
- برنامه سينماهاي تهران در هفته جاري اعلام شد.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و براساس اعلام دبيرخانه شوراي صنفي نمايش، دو فيلم ”دنيا”و ”واكنش پنجم”، هر كدام با در اختيار داشتن ١٨ سينما در رده اول اكران اين هفته سينماهاي تهران قرار ميگيرد. ضمن اينكه دو فيلم تنبل قهرمان و زنداني ٧٠٧ هم در هفته جاري، در سينماهاي تهران به روي پرده رفتهاند.
خانهاي روي آب (بهمن فرمانآرا): عصر جديد ١، فرهنگ، سروش، شهر تماشا١، شهر قشنگ، گلريز ٢، بهمن ٢، آسمان آبي، فردوسي، كريستال ٢.
دنيا (منوچهر مصيري): آفريقا، بهمن ١، ايران ١، بلوار، مركزي ١، آسيا، تهران ١، ماندانا، ملت، پيوند، عصر جديد ٢، اروپا، ستاره، المپيا، جي ١، شيدا، پيام انقلاب، توسكا.
واكنش پنجم (تهمينه ميلاني): سعدي، استقلال، آستارا، صحرا، جوان، پارس ١، پيروزي، مراد، جي ٢، گلريز ١، سپيده، قيام، حافظ، كارون، دهكده المپيك، ميلاد، شاهد، عصر جديد ٣.
تنبل قهرمان (بهروز غريب پور): ايران ٣، قدس، ناهيد، مركزي ٣، جي ٣.
زنداني ٧٠٧ ( حبيبالله بهمني): جمهوري، جامجم، شقايق، فلسطين١، رودكي، تهران ٢، شيرين، مركزي ٢، ايران ٢، فرخ.
رنگ شب: فلسطين ٢، پارس ٢، كانون.
ترافيك: كريستال ١.
ديوار: شباهنگ.
گارد ويژه: آرش.
نيش: سارا.
لاكپشت: نادر.
باران: رنگينكمان.
پنجه در خاك: شهرزاد.
فستيوال خارجي: برليان، سحر.
تاراج: تابان.
مرز: تمدن.
سگكشي: خيام.
روزگار ما: فلسطين ٣.
شب برهنه: شهر تماشا ٢.
- (Infinity) در بخش رقابتي به نمايش درآمد.
به گزارش ايسنا، روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي اعلام كرد، فيلم ”قطعه زمستاني” ساخته فرهاد مهرانفر پس از حضور در جشنوارههاي متعدد بينالمللي و برنده جايزه وحدت انجمن بلاد دانر پنجاهمين جشنواره بينالمللي فيلم سن سباستين از سوي بنياد سينمايي فارابي در بخش مسابقه رسمي دومين جشنواره بينالمللي فيلم ”بيكرانگي” حضور داشت.
در دوره نخست اين جشنواره كه در زمره رويدادهاي سينمايي روحاني به شمار ميايد فيلم ”زير نور ماه” ساخته رضا ميركريمي به نمايش درآمد.
گفتني است در بخش رقابتي اين جشنواره در كنار ”قطعه زمستاني” فيلمهاي ”ادي” (پيوتر ترز اسكالسكي / لهستان)، ”غريب ” (سانتياگو لوزا / ارژانتين)، ”ژاپن” ( كارلوس ويگاداس/ مكزيك و اسپانيا)، ”گريه نكن” (امير كاراكولف/ قزاقستان)، ” عشق شيرين مردان”( ژان پل سيويراك/ فرانسه)، ”مادران حيات ” ( آناستاسيا لاپوسي - ماركو لهمو سكالير / فنلاند)، ” قلبهاي باز ”( سوزان باير/ دانمارك) ، ”روزهاي خوش ” (كورنل موندروكز / مجارستان)، ” هيس!” ( ويكتور كوساكوفسكيج/ روسيه)، ” در چرخان ” ( هونگ سانگ - سو/ كره جنوبي)، و ” يك دنيا عشق” (آنورليو گريمالدي / ايتاليا) به رقابت پرداختند.
دومين جشنواره بينالمللي فيلم ”بيكرانگي” از ١٦ تا ٢٣ فروردين ماه سال جاري در شهر آلبا در كشور ايتاليا برگزار شد.
- اطلاعيه بيمه خدمات درماني
با توجه به تجديد قرارداد فيمابين خانه سينما و سازمان بيمه خدمات درماني از ابتداي ارديبهشت ماه سالجاري، كليه هنرمندان بيمه شده داراي دفترچه بيمه خدمات درماني با اعتبار ١/٢/٨٢ ميتوانند جهت تامين اعتبار سالانه دفترچههاي بيمه خود به امور اداري خانه سينما مراجعه نمايند.
حق بيمه استفاده از دفترچه در سال جاري براي هر فرد خانواده مبلغ ٢٤٣٠٠٠ ريال ميباشد كه به صورت عليالحساب محاسبه شده و در صورت تعيين رقم دقيق مبلغ ان متعاقبا به اطلاع خواهد رسيد.
همچنين متقاضين جديد صنوف، از تاريخ اعلام (٢٧/١/٨٢) فرصت دارند تا ضمن مراجعه تدريجي به امور اداري خانه سينما با ارائه مدارك لازم به شرح زير، نسبت به اين امر اقدام نمايند.
مدارك لازم:
-معرفينامه كتبي از صنف مربوطه يا كارت صنفي معتبر.
- فتوكپي صفحات شناسنامه و ١ قطعه عكس براي هر فرد خانواده.
- به همراه داشتن مبلغ اعلام شده
- بيمه تكميل درمان بيمارستاني جديد براي اعضاء خانه سينما
روابط عمومي خانه سينما اعلام كرد:با توجه به اطلاعيه هاي قبلي خانه سينما و نظر به عدم توفيق تعداد زيادي از اعضاء خانه سينما براي ثبتنامه و استفاده از پوشش بيمه تكميلي درماني و بيمارستاني خدمات بيمهاي رهآورد مهلت ثبت نام براي استفاده از پوشش هاي بيمهاي مورد نظر تا ١٥ ارديبهشت ماه ١٣٨٢ تمديد ميگردد.
روابط عمومي خانه سينما اضافه نمود كه اعضاي متقاضي ميتوانند براي كسب اطلاعات بيشتر و ثبت نام همه روزه تا پايان وقت اداري ١٥ ارديبهشت ماه ١٣٨٢ از ساعت ١٠ الي ١٧ به امور اداري خانه سينما مراجعه نمايند.
انتهاي پيام
مجتبي اقدامي مديرعامل انجمن سينماي جوانان گفت: به دليل تامين نشدن بودجه لازم، توليدات انجمن در زمينه فيلم كوتاه شتاب گذشته را ندارد.
اقدامي در گفتوگو با خبرنگار سينمايي ايسنا تصريح كرد: ما در سال جاري قصد داريم براي پر كردن خلا توليد فيلم، توجه بيشتري به مقوله “عكس“ داشته باشيم.
مديرعامل انجمن سينماي جوان، ايجاد گالري عكس جوان، براي برپايي نمايشگاههاي عكس حرفهاي و حضور در مسابقات بينالمللي را از برنامههاي سال 82 اين انجمن عنوان كرد.
اقدامي تصريح كرد: با تو.جه به تغييرات ايجاد شده، سعي در ايجاد يك وحدت رويه در زمينه توليد فيلم كوتاه داريم تا نهادهايي كه در زمينه فيلم كو تاه فعاليت ميكنند بدون موازي كاري و با هماهنگي بيشتري كار خود را انجام دهند.
اقدامي در عين حال گفت: كاهش توليد فيلم كوتاه به سبب كمبود بودجه، باعث ميشود كه براي راه اندازي مجدد آن با مشكل مواجه شويم.
مديرعامل انجمن سينماي جوانان تصريح كرد: شور و اشتياقي كه در سالهاي اخير با افزايش توليدات انجمن، ايجاد شده بود با كاهش توليد فروكش كرده و در آينده به سختي ميتوان اين اشتياق را ايجاد كرد.
وي در عين حال گفت: روند آموزشي انجمن سينماي جوانان، ادامه پيدا ميكند و همواره فيلمسازان جوان آموزش ديدهي آماده براي كار، وجود دارند.
مجتبي اقدامي در ادامه گفتوگوي خود با خبرنگار سينمايي ايسنا بر حرفهاي شدن توليد فيلم كوتاه در سال جديد تاكيد كرد.
وي گفت: رعايت نكردن ضوابط حرفهاي سينما در توليد فيلم كوتاه در سالهاي گذشته به بازاريابي خارجي و داخلي فيلمهاي كوتاه لطمه زده است.
اقدامي ادامه داد: در سال جديد، سعي داريم تا حقوق مولف، تهيه كننده و كارگردان در توليد يك فيلم رعايت شود.
مدير عامل انجمن سينماي جوانان گفت: به عنوان مثال طبق قوانين جشنوارهاي مثل كن نمايش اول فيلمها در اين جشنواره است و اگر فيلم كوتاه خوبي ساخته شود و در ابتدا در جشنواره كوچكي شركت كند از حضور در جشنواره كن محروم ميشود.
اقدامي همچنين از امسال ده عكس از عكاس ايراني به مسابقه عكس دو سالانه فياپ خبر داد كه در شهريورماه سال جاري در چين برگزار ميشود.
انتهاي پيام
مسايل و مشكلات موجود واقع در راه سينما و مطبوعات سينماي ايران، وقتي از خانواده سينما خارج شده و تبعاتي براي سينماي ايران به وجود بياورد، آنگاه محافظهكاري نقش اول را در مطبوعات سينماي ايران به عهده ميگيرد.
جليل اكبري صحت - صاحب امتياز و سردبير نشريه ”سينماي نو” - در گفتوگو با خبرنگار سرويس سينمايي ايسنا، درباره عمدهترين مسائل و معضلات نشريات تخصصي سينمايي افزود: مطبوعات سينمايي به دليل خويشاوندي نزديكشان با سينما و از طرف ديگر قرار گرفتنشان در زير گروه مطبوعات، دچار مشكلاتي خاص ميشوند. مشكلات ما از همين نطقه آغاز ميشوند يعني وقتي ما بخواهيم مسائل و مشكلاتمان را بررسي كنيم از نظر نيروهاي دولتي تقريبا بين سينما و مطبوعات پاس داده ميشويم.
سردبير ” سينماي نو” در ادامه ياداور شد: در حقيقت، متولي مطبوعات سينمايي همان اداره كل مطبوعات داخلي است. اما معاونت سينمايي و سيستمهاي سينمايي كشور هم روي اين قضيه خيلي نفوذ دارند و بدين طريق شرايط كار، شكل و شمايل كار و به طور كلي شرايط حرفهاي را تحت تاثير قرار ميدهند.
وي در ادامه خاطرنشان ساخت: تمامي مشكلات سينماي ايران به مطبوعات سينمايي نيز تسري پيدا ميكند. در صورتي كه نشريات سينمايي بايد بخشي از درآمدهايشان را از سينما كسب كنند اما سينماي ايران با اقتصادي خرد شده و ضعيف، حتي نميتواند براي خودش كاري كند.
اكبري صحت، شرايط ادامه حيات نشريات سينمايي را وابسته به شكلگيري توليد در سينماي ايران دانسته و افزود: طبعتا، هيچ يك از مديران مطبوعاتي سينماي ايران مايل نيستند كه بروشور فيلمهاي خارجي باشند. هر چند كه اطلاعرساني درباره سينماي جهان را وظيفه خودشان ميدانند ولي محوريت و اصل كار را بر ارائه اخبار، گفتوگوها و نقدهاي سينمايي ايران ميدانند. از اين رو به دليل اينكه در سينماي ايران خبري نيست متاسفانه در توليد محتوايي همه دچار مشكل شدهاند و پتانسيلي كه ميتوانست به رشد فرهنگي مكتوب نقد در سينماي ايران و نهايتا نقد در مطبوعاتيها كمك كند، لطمه زده است.
وي در ادامه اظهار داشت: به نظر ميآيد اين عارضه مديريتي و موقتي است و برنامهريزيهاي غلط مسئولان مخصوصا در دو سال گذشته باعث شده است روند بيثباتي در سينماي ايران شكل بگيرد و عدم تطابق شعارها، محورها و برنامهها با شعارهاي اصلي دولت در دو سال گذشته، نوعي بياعتمادي نسبت به برنامهها را پديد آورده است و توليد در سينماي ايران را به دلايل بسيار زياد و اين دليل ذكر شده، كند كرده است.
وي افزود: از طرف ديگر با يك نوع چهرهسازي سر و كار دارد. گرياش سينماي ايران و سينمايي كه به خارج از مرزها چشم دارد به استفاده از نابازيگر، به استفاده از عوامل غير حرفهاي و استفاده از عواملي كه كمتر در معرض شهرت هستند به مطبوعات آسيب ديگري وارد ميكند به اين خاطر كه تلاش مطبوعات براي اينكه جا بيندازند اين آدمها از چه ميزان شهرت برخوردار هستند انرژي بسيار زيادي را مصرف ميكند.
جليل اكبري صحت درباره ديگر مشكلات مطبوعات سينمايي گفت: مطبوعات سينمايي جاهايي بودند كه ميشد در آنها، كار غير سياسي و فرهنگي انجام داد، متاسفانه با نگاههاي اخيري كه به مطبوعات سينمايي شده است اين روند تخريب شده است به اين معني كه از اين به بعد ،ماها بايد مواظب باشيم ببينيم نويسندهمان چه كار كرده با چه كساني سلام عليك داشته يا دارد و اين روند، توليد محتوايي مطبوعات سينمايي را با مشكلي مواجه ميكند و اين معضل باعث مي شود به خاطر جلوگيري از مشكلات بعدي، به سمت آدمهاي سادهنويس و كساني كه خيلي هم شناخته شده نيستند، برويم.
اكبري صحت در پايان گفتوگو تصريح كرد: سياسي شدن سينما، در كل به ضرر سينما و سياسي شدن مطبوعات سينمايي، به ضرر فرهنگ مكتوب نقد در عرصه سينما تمام شد. اما مشكل عمدهتري كه داريم اين است كه پرواضح است نظارتهايي كه در مطبوعات سينمايي ميشود غليظتر از ساير نشريات است از اين رو به نظر من بايد ارگانهاي ذيربط مثل معاونت مطبوعاتي بدانند كه نشريهاي كه تحت نظر منتشر ميشود نميتواند طبق آن الگوهاي رايج كسب مخاطب اقدام كرده و از آن طريق امرار معاش كند.
پس وظيفهي اين نهادهاست كه در اين شرايط، به مطبوعات سينمايي بيشتر كمك كنند چون آنها هستند كه شرايط تحت نظارتي را براي نشريات به وجود آوردهاند و با كمك كنند اگر به رشد سينما و فرهنگ اين مملكت اعتقاد دارند در شرايط عادي و نرمال ميتوان به گونهاي حركت كرد كه نشريه داراي يك ورودي سرمايه و خروجي سرمايه باشد و دراين روش، منافع نويسندگان و سينماي ايران را ميتوان در نظر گرفت و نشريات سينمايي وقتي ميتوانند رشد كنند كه اطمينان كافي به آنها براي كار نقادانه وجود داشته باشد و اين اطمينان كاري تنها با گفتن به وجود نميآيد و در نهايت اينكه محافظهكاري نقش اول نشريات ميشود.
انتهاي پيام
تاثيرات فرهنگي سينماي مصر، بعد بسيار فراگيري از انديشه سينماي مصر را در بر دارد. طبقهبندي اين تاثيرات بسيار دشوار است، چرا كه اين بعد ارتباط بسيار تنگاتنگي با تغييرات و تحولات اجتماعي دارد.
به گزارش سرويس پژوهش ايسنا، در پايان نامه كارشناسي ارشد سينماي رضا اسكندر با عنوان ”بررسي سينماي مصر با نگاهي به فيلمهاي يوسف شاهين” ، آمده است: ولي اين نتيجه كاملا واضح است كه سينما به صورت يك سلاح ايدئولوژيك در دستان طبقه حاكم بر كشور براي رواج و ترويج يك فرهنگ معين و يكسري ارزشهاي معين است تا بتواند همواره اين تسلط خود را بر جامعه ادامه دهد.
در ادامه نيز آمده است: در برابر اين فرهنگ مسلط و حاكم، يك تلاش محدود به صورت حاشيهاي وجود دارد كه جرياني فرعي را در سينماي مصر بنيان نهاده كه تمام تلاش خود را صرف مبارزه با فرهنگ و ايدئولوژي رايج كرده است. اين جريان همان جرياني است كه از جديت و واقعگرايي و ابداع و ابتكار بيشتري نسبت به جريان رايج برخوردار است.
در بخش ديگري از اين پژوهش كه در سال تحصيلي 1381 با راهنمايي شهابالدين عادل در دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه هنر تدوين گشته، آمده است: پس از اينكه طيف فرهنگي و تحصيلكردگان در سينماي مصر ظاهر شدند، خواه در لباس پزشكي يا در لباس وكيل مدافع، نقطه عطفي در فيلمهاي سياسي به وجود آمد و زمينه وسيعي براي بيان مسايل سياسي به طور صريح و يا به طور ضمني در داستانها فراهم شد. از طرف ديگر بايد گفت كه ورود تحصيلكردهها به سينما، خود حاكي از تغييري در اوضاع جامعه مصر است، چرا كه گروهي از تحصيلكردگان راستگرا در زندگي سياسي و فرهنگي و هنرآفريني، جايگاه جديدي را براي خود يافته بودند.
مولف در ادامه آورده است: سينماي مصر جداي از موضعگيري برخي فيلمها مانند ”قلبم را برگردان” و ”قربانيان فئودال” ساخته كامل مصطفي كه به صورت تبليغي از حكومت درآمدند، توانست زندگي روستايي و زندگي كاخنشينان و ساكنان حومه شهرها را تقريبا به صورت واقعي به روي پرده سينما بياورد.
محتوي اصلي فيلمهاي اين دوره از لحاظ سياسي، اين است كه غالبا اين فيلمها در وصف اوضاع سياسي و اجتماعي زمان گذشته بود كه در آن وقت اجازه و امكان نقد آن اوضاع وجود نداشت.
در ادامه اين پژوهش با عنوان ”عقايد و سياست يوسف شاهين”، آمده است: همينطور كه يوسف شاهين در كارگرداني به سراغ افكار فلليني رفت و كارهاي منحصر به فرد در سينماي مصر ارايه داد (چه مثبت باشد و چه منفي)، او هم در برخورد با اهل سياست كم نظير، بلكه بينظير است.
او نه فقط به مذهبيگران تندرو در فيلمهاي چون ”سرنوشت” و ”ديگر” حمله ميكند، بلكه به خود دستگاه حاكم نيز قيام ميكند و به خصوص در سخنرانيهاي وي كه عليه حالت ”فوقالعاده” قيام ميكند و تاكيد مينمايد كه اين امر از جوانها يك شخصيت ترسو ميسازد.
در ادامه نيز آمده است: غرب در نزد يوسف شاهين و خيلي از فرهنگيان عرب تا دهه 90، ايالات متحده آمريكا بود. او هميشه ميكوشيد آمريكا را علمدار فرهنگ و پيشرفت در جهان تعريف كند. به اين دليل او تماشاچي را وادار ميكند تا در نيم ساعت پاياني فيلم ”اسكندريه چرا؟” مراحل جمعآوري پول بليت هواپيماي قهرمان داستان براي سفر به آمريكا - ادامه تحصيل در رشته سينما - را مشتاقانه دنبال كند.
در خاتمه نيز آمده است: يوسف شاهين سينما را براي آغاز جنگ وي با خودش و سپس با جامعه انتخاب كرده است و او تاكيد ميكند كه اين جنگ نه فقط عليه ديگران، بلكه عليه ظلم و ستم و سواستفاده و سلطهجويي و تعصب است.
انتهاي پيام
رنگ در سينما حدود سه دهه پس از اختراع تصاوير متحرك پديدار شد.
به گزارش سرويس پژوهش ايسنا، حسين اقبالي در پاياننامهي كارشناسي ارشد سينماي خود با عنوان « تاثيرپذيري متقابل سينما و نقاشي از تجربيات زيباييشناسي بصري» ، آورده است: با اين وجود از همان سالهاي آغازين، سوداي دستيابي به تصاوير رنگي، فيلمسازاني چون ملي سل را بر آن داشت تا با استخدام نقاشان به رنگآميزي فيلمهاي سياه و سفيد بپردازند. در سال 1933 بود كه اولين فيلم رنگي به معناي متعارف آن به نمايش درآمد.
مولف در ادامه اين پاياننامه اضافه كرده است: همچنانكه اختراع سينماي ناطق موجب ابراز نظريههاي مخالف و موافق در باب ارزشهاي زياييشناسانهي فيلم صامت شد، ظهور رنگ در سينما نيز بحثهايي آكادميك را موجب شد. اما با اين وجود برتري مطلق با موج مسلط سينماي تجاري بود كه از رنگ براي تزيين بيشتر تصوير و جلب توجه مخاطب استفاده ميكرد.
مولف همچنين آورده است: در كنار اين جريان غالب، سينماي هنري بسيار دير و با وسواس به رنگ نزديك شد اما آن را همچنان ابزاري بياني در جهت تقويت ايدههاي تصويري و دراماتيك فيلم به كار برد.
كاربرد خلاقانهي رنگ در آثار فيلمسازاني چون آنتونيوني، برتولوچي، تاركوفسكي و كيسلوفسكي يا پاراجانف نسبتي با كاربرد تزئيني آن در سينماي تجاري هاليوود نداشت. بهرهگيري از رنگ در آثار آنها ريشه در ميراث هنري به جا مانده از نقاشان سدههاي گذشته داشت.
مولف در ادامه پاياننامهي مذكور كه در سال تحصيلي 1381 با راهنمايي شهابالدين عادل در دانشكدهي سينما و تئاتر دانشگاه هنر به تحرير آورده، همچنين ميافزايد: در سينما از آنجايي كه با نور سر و كار داريم، همواره شاهد تاثير تركيبهاي جمعي نور هستيم؛ در حالي كه در نقاشي با تركيب تفريقي رنگدانهها روبهرو هستيم. با اين حال از آنجا كه در مقابل پردهي سينما يا تابلو نقاشي ما با رنگهايي نهايي روبهرو هستيم، تاثيري يكسان از ديدن آنها ميگيريم.
مولف همچنين آوره است: انگيزهي اوليهي سينماگران و حتي اسلاف آنها (نقاشان)، در به كار بردن رنگ، واقعنمايي نيست. اما آنجايي كه در دنياي سرشار از رنگ زندگي ميكنيم و فقدان رنگ در يك تصوير ـ كه ميكوشد انعكاسي از تصوير جهان بيرون باشد ـ فاصلهاي عيني و آشكار با واقعيت مييابد، طبيعي است كه كاربرد رنگ در نقاشي يا شوق دستيابي به رنگ در سينما، اشتياق در بازنماي واقعگرايانه باشد. اما با نگاهي دقيقتر به تاريخ نقاشي و سينما، درمييابيم كه گرايش تصويرگران به رنگ، تلاشي بوده است در جهت كسب امكانات تصويري بيشتر براي گذر از واقعيت و نه واقعنمايي.
در اين پاياننامه همچنين آمده است: بنا به يك تقسيمبندي ساده، رنگ در سينما دو گونه كاربرد متفاوت يافته است و اين كاربردهاي دوگانه، ريشه در خاستگاه هنر سينما در ذهن آفرينندگان آن داشته است.
در آغاز، سينما ابزاري مكانيكي و سرگرمكننده در رديف پراكسينوسكوپ، فانوس خيال و غيره به شمار ميرفت كه حداكثر ميتوانست براي سرگرمي قشرهاي متوسط و پايين اجتماع، كاربردي تجارتي داشته باشد.
در پايان نيز آمده است: بهكارگيري رنگ براي تزئين تصوير سادهترين دليل رويكرد به تصوير رنگي سينمايي در سالهاي آغاز پيدايش آن بود.
كوششهاي اوليه در جهت رنگآميزي فيلمهاي سياه و سفيد، عموما به انگيزه تزئين و رنگارنگ كردن تصوير انجام ميشد. به همين خاطر سليقه صاحب فيلم يا حتي صاحب سينمايي كه فيلم را نمايش ميداد، تعيينكننده نوع و ميزان رنگآميزي فيلم بود.
انتهاي پيام
داره كل نظارت و ارزشيابي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اطلاعيهاي صدور مجوز نمايش فيلمهاي ويدئويي براي برگزاري هفته فيلم، سمينارها و همايشها را الزامي دانست.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، اطلاعيه مذكور بدين شرح است: اخيرا مشاهده شده كه برخي همايشها و سمينارها و هفتههاي فيلم در برنامههاي خود مبادرت به نمايش فيلمهاي سينمايي، كوتاه و مستند به طريقه ويدئو پروجكشن و يا سيستمهاي مشابه مينمايند كه متاسفانه فيلمهاي مذكور فاقد مجوز شوراي بازبيني برنامههاي ويدئويي است. لذا براساس مقررات و ائيننامههاي موجود، چنين عملي مطابق قوانين جاري نبوده و برگزاركنندگان برنامههاي ياد شده موظفند قبل از اعلام عمومي جدول پخش فيلم ها و نمايش آنها، يك عنوان از هر فيلم را به شوراي بازبيني برنامههاي ويدئويي اداره كل نظارت و ارزشيابي ارائه نمودهو پس از كسب مجوز از سوي اين شورا، نسبت به اعلام عمومي و نمايش آن اقدام كنند.
اين اطلاعيه تصريح كرده، دستورالعمل مذكور، شامل كانونهاي فيلم و مراسم اكرانهاي خصوصي فيلمهاي مورد اشاره نيز ميباشد و بديهي است نمايش فيلمهاي ياد شده بدون اخذ مجوز لازم موجبات برخورد قانوني طبق ضوابط اعلام شده را به وجود مياورد.
- جشنواره فيلم “نات” ميزبان “من ترانه 15 سال دارم“ و “خانهاي روي آب”
فيلمهاي “من ترانه 15 سال دارم“ و “خانهاي روي آب” در پانزدهمين دوره جشنواره فيلم “نات” به نمايش درآمدند.
به گزارش ايسنا ، روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي اعلام كرد: دو فيلم من ترانه 15 سال دارم ساخته رسول صدرعاملي و برنده جوايز ارزشمندي از جمله جايزه شهر رن براي بهترين فيلم و جايزه تماشاگران از چهاردهمين جشنواره فيلم رن (فرانسه) سه سيمرغ بلورين براي بهترين كارگرداني، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر زن نقش اول از بيستمين جشنواره فيلم فجر، جايزه ويژه هيات داوران و يوزپلنگ بهترين بازيگر (زن) پنجاه و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم لوكارنو (سوييس) و جايزه فيپرشي بخش افقهاي تازه از چهل و سومين جشنواره فيلم تبسالونيكي (يونان) و “خانهاي روي آب” ساخته بهمن فرمان آرا پس از حضور در جشنوارههاي مهمي از جمله تائورمينا (ايتاليا) مونترال (كانادا) لندن (انگلستان) و گوتبورگ (سوئد) در جشنواره فيلم “نات” به روي پرده رفتند.
گفتني است، علاوه بر دو فيلم فوق كه از سوي بنياد سينمايي فارابي در اين رويداد سينمايي حضور يافته بودند، فيلم آوازهاي سرزمين مادريام ساخته بهمن قبادي نيز حضور داشت.
پانزدهمين جشنواره بينالمللي فيلم “نات” از 8 تا 17 فروردين ماه سال جاري در كشور دانمارك برگزار شد.
- خانهاي روي آب در فرهنگسراي نياوران نقد و بررسي ميشود
جلسه نقد و بررسي فيلم خانهاي روي آب ، شنبه سيام ارديبهشت ماه سال 1382 در فرهنگسراي نياوران برگزار ميشود.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي نياوران پس از نمايش فيلم خانهاي روي آب در ساعت روز ياد شده به جلسه نقد و بررسي فيلم با حضور بهمن فرمان آرا كارگردان فيلم رضا درستكار، منتقد سينما و برخي از عوامل فيلم برپا خواهد شد.
همچنين فرهنگسراي نياوران در پي استقبال تماشاگران فيلم خانهاي روي آب را تا يازدهم ارديبهشت ماه علاوه بر ساعت 21، در سانس فوقالعاده ساعت 19 در معرض ديد علاقهمندان قرار خواهد داد.
علاقهمندان جهت ديدن از اين فيلم و شركت در جلسه نقد و برسي ميتوانند با شماره تلفنهاي 2299730، 2-2287081، 2803631 تماس و يا به آدرس انتهاي خيابان پاسداران، مقابل پارك نياوران، فرهنگسراي نياوران مراجعه نمايند.
انتهاي پيام
قسمت اعظمي از هر سينما در اروپا به خصوص ايتاليا، آلمان و روسيه شكل گرفت، ولي بعد از جنگ دوم جهاني، سرمايه داران بزرگ آمريكايي به علت وجود طلاي فراوان و توانايي مالي بسيار، توانستند بهترين كارگردانان، هنر پيشگان و آهنگسازان را از نقاط مختلف اروپا جذب كنند و به كمك پول تمامي اين هنرمندان را به خدمت خود درآورند و دنيايي به نام هاليوود بسازند.
به گزارش سرويس پژوهش ايسنا، جمال الدين پيرخوري در پايان نامه كارشناسي ارشد رشته انيمشن خود با عنوان ”جامعه سينما انيمشن ”، آورده است: در همين زمان، يعني پس از پايان جنگ جهاني دوم، پديدهاي به نام جنگ سرد شكل گرفت و اين بار قدرتهاي جهاني دركنار استفاده از تسليحات نظامي مخرب، به وسيله برتر و تواناتري از اين ابزار صنعتي و ماشيني متوسل شدند و اينبار به جاي هدف گرفتن قلب انسانها و نابودي جسماني آنها، قدرت تفكر و انديشهي انسانها را هدف گرفتند و سعي در همسو كردن انديشه ها با اهداف خود كردند .
مولف در ادامه اين پايان نامه افزوده است: آنها تمامي تلاشهاي خود را بر اين متمركز كردند كه توسط وسايل ارتباط جمعي يعني روزنامهها، مطبوعات، سينما و جعبه جادويي تلويزيون كه بيشترين نقش را در بين وسايل ارتباط جمعي دارد، از انسانها افرادي كاملا مسخ شده بسازند و آنها را از كل پيشينهشان كاملا تهي ساخته و بدون هيچ اصل و نصب و ريشه تاريخي، درون خاكيشان را از انديشهها و كردارهاي مد نظر خود انباشه كنند و موجودي بسازند كه به همان لباسها، وسايل و ابزار و مواد غذايي كه حاكمان و سرمايه داران توليد كننده آن هستند، محتاج باشد.
در ادامه اين پايان نامه كه در سال تحصيلي 1381 با راهنمايي مهدي سماكار در دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه هنر تدوين گشته، آمده است: يكي از پيامدهاي بحران اقتصادي سال 1929 اين بود كه گروههاي بزرگ مورگان، راكفلر، دوپان، هرست، جنرال موتورز و غيره سلطه خود را بر سينماي هاليوود كه با مشكلاتي مواجه بود و تحول به سينماي ناطق، توان اقتصاديش را تحليل برده بود، افزايش دادند.
تا سال 1935 پنج شركت بزرگ فيلمسازي پارامونت، وارنر، متروگلدن ماير، فوكس و ار.ك.ا (RKO) و سه شركت كوچكتر يونيورسال، كلمبيا و يونايتد آرتيست، يكسره تحت اختيار بانكداران و سرمايهگذاران قرار گرفتند .
نتايج اين پژوهش اضافه مي كند: تسلط سرمايههاي بزرگ بر هاليوود، گذشته از تغيير مديريت اقتصادي آن و جهتگيري ايدئولوژيك سينماي آمريكا، سبب شد هشت شركت فيلمسازي فوق در يك تشكيلات واحد با عنوان موسسه توليد كنندگان فليم» سازمان يابند و نظامي متمركز براي خودسازي ايجاد شود.
دربخش ديگري نيز آمده است: در سالهاي 38-1937 سينماهاي آمريكا با كاهش شديد درآمد روبرو شدند، براي اين وضعيت دو دليل عمده بر ميشمردند: ركود اقتصادي و عدم ظهور نسل جديدي از ستارهها. وضعيتي كه روز به روز نيز وخيمتر ميشد، بنا به دستور هيات مديره بانكها كه بسيار نگران شده بودند، ميبايست هزينههاي توليد را به حداقل ممكن كاهش مييافت.
بحران مالي سينماي آمريكا كه ناشي از ناكامي بازار ملي بود، به واسطه كاهش فروش خارجي تشديد شد، چون سينماي هاليوود معمولا در بازار ملي، هزينههاي خود را جبران ميكرد و در بازار خارجي به سود دست مييافت.
انتهاي پيام
مجوز اكران عمومي يك فيلم بلند ٣٥ ميليمتري صادر شد.
به گزارش روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و بنا به اعلام اداره كل نظارت و ارزشيابي اين معاونت، مجوز نمايش عمومي فيلم سينمايي “رقص در غبار” به كارگرداني اصغر فرهادي و تهيهكنندگي ايرج تقي پور توسط شوراي پروانه نمايش صادر شد.
- واكنش پنجم در سينما سپيده نقد و بررسي ميشود
مدير سينما سپيده، خبر از برگزاري جلسهي نقد و بررسي واكنش پنجم به كارگرداني تهمينه ميلاني داد و گفت: اين جلسه روز چهارشنبه ٧ شب بعد از نمايش فيلم با حضور عوامل فيلم در محل سينما سپيده برگزار ميشود.
وي در گفت و گو با خبرنگار ايسنا افزود: سينما سپيده در نظر دارد در سال ٨٢ براي هر فيلمي كه در اين سينما به نمايش در ميآيد، يك روز را به عنوان جلسهي نقد و بررسي در نظر بگيرد.
- ٣٠٦ حضور بينالمللي براي ٢٠٣ فيلم ايراني در ٥٢ جشنواره و مجمع سينمايي بينالمللي نتيجه انعكاس سينماي ايران در جهان در سه ماهه آخر سال ١٣٨١ است.
به گزارش ايسنا، روابط عمومي بنياد سينمايي فرابي طي گزارشي حضور سينماي ايران در جشنوارهها و مجامع جهاني را در سه ماهه اخر سال ٨١ بدين شرح اعلام كرد، فهرست ذيل براساس گزارشات ارسالي به روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي تنظيم شده است.
انجمن سينماي جوان با ٤٤ عنوان فيلم كوتاه در ٦ جشنواره ٥٤ حضور داشت . ( فيلمهاي باد سرخ، شاليزه، راهبان، بيگانه و بومي، دو خواهر، تا اندازه دور، كانديدا، شناسايي يك زن، حيات در حياط و ميلكان هر كدام با ٢ حضور بيشترين حضور را داشتند).
بخش خصوصي با ٣٧ عنوان فيلم (١٢ فيلم بلند، ٢٥ فيلم كوتاه)در ١٩ جشنواره ٤٤ حضور داشت( فيلم هاي بلند زندان زنان با ٥، روزگار ما با ٣، سفره ايراني، شب يلدا، نامههاي باد هر كدام با ٢ و فيلمهاي كوتاه باد گيسوانت را شانه خواهند زد با ٣، گيلاسهايي كه كمپوت شد، زندگي همين است با ٢ حضور بالاترين حضور را داشتند).
پخش خارجي با ٤٠ عنوان فيلم (٣٥ فيلم بلند، ٥ فيلم كوتاه)در ١٠ جشنتواره ٥٦ حضور داشت ( فيلمهاي ده با ٥، تخته سياه، باران، طعم گيلاس، گبه، بچههاي اسمان، روسري آبي، زير پوست شهر، باد ما را خواهد برد، سيب،زير درختان زيتون هر كدام با ٢ و فيلمهاي كوتاه خدا، ساختن تخريب، بچههاي افغان هر كدام با ٢ حضور بيشترين آمار را داشتند).
سازمان فرهنگ و ارتباطات با ٦ فيلم بلند بودن يا نبودن، رنگ خدا، ليلا، سارا، پرده آخر، روسري آبي در ٣ هفته فيلم ايران در شهرهاي اتاوا، تورنتو (كانادا) و بوداپست (مجارستان) ١٨ حضور داشته است.
سازمان توسعه سينمايي سوره با تنها فيلم بلند آرزوهاي زمين در ٣ جشنواره فيلم عشق و مون بلژيك و گوته بورگ سوئد شركت داشت.
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان با ٢٨ عنوان فيلم ( ٢ فيلم بلند و ٢٦ فيلم كوتاه) در ٦ جشنواره ٣٣ حضور داشت ( فيلم هاي كوتاه درسي براي فردا با ٣، باران شادي، همسرايان، بهادر، نان و كوچه هر كدام با ٢ بار بيشترين حضور را داشتند).
فيلمخانه ملي با ٧ فيلم شب قوزي، خشت و اينه، دختر لر، رگبار، طبيعت بي جان، گاو و حاجي اقا اكتور سينما به همراه ٨٥ فيلم ديگر ايراني در چهارمين جشنواره فيلم رن فرانسه در بخش چشمانداز ايران شركت داشت.
مركز گسترش سينماي مستند و تجربي با ٤ فيلم كوتاه دختران آفتاب، قصهها، روزنامه و سنگر روبرو در جشنوارههاي فيلم كوتاه كلرمون فران (فرانسه)، فيلم فجر (ايران)، فيلم تامپره (فنلاند) شركت داشت.
معاونت بينالملل سيما فيلم با ٣ فيلم بلند نورا، موشك كاغذي، گال و فيلم كوتاه همسران حاج عباس در بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر، نهمين جشنواره فيلم آسيائي وزول (فرانسه)، چهاردهمين جشنواره فيلم رن( فرانسه)، جشنواره فيلم زنان آسن (هلند) حضور داشت.
بنياد سينمايي فارابي نيز با ٣١ فيلم بلند و ١ فيلم كوتاه ”گزيده تصاوير دوران قاجار” در ٢٢ جشنواره و ٧ مركز فرهنگي بينالمللي ٨٣ حضور داشته كه در اين ميان فيلمهاي من ترانه ١٥ سال دارم با ١٢، بماني با ٨، امتحان و ايستگاه متروك هر كدام با ٧، خانهاي روي اب با ٤، دستفروش ، بانوي ارديبهشت، ارتفاع پست، زير نور ماه، كلوزاپ - نماي نزديك، قطعه زمستاني هر كدام با ٣ و بايسيكلران، عروسي خوبان، نرگس،دخيل، زير پوست شهر و پرنده باز كوچك هر كدام با ٢ حضور بيشترين حضور را به خود اختصاص داده بودند.
شايان ذكر است سينماي ايران در حضورهاي بينالمللي به موفقيتهايي نيز دست يافته است كه مهمترين آنها عبارتست از:
جايزه سينه جونيور به فيلم ”قطعه زمستاني” ساخته فرهاد مهرانفر در جشنواره فيلم سينه جونيور ٩٤ ( آركوي، فرانسه)، جايزه ويژه هيات داروان به فيلم ”رقص در غبار” ساخته اصغر فرهادي و جايزه بين المذاهب به فيلم ”اينجا چراغي روشن است” ساخته رضا ميركريمي در بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر، جايزه اول جشنواره به فيلم ”زير نور ماه” ساخته رضا ميركريمي در اولين جشنواره فيلم كوالالامپور (مالزي)، جايزه شهر رن براي بهترين فيلم و جايزه تماشاگران به فيلم ”من ترانه ١٥ سال دارمت ساخته رسول صدرعاملي و جايزه بهترين فيلم كوتاه به فيلم ”بهادر” ساخته عبدالله عليمراد در چهاردهمين جشنواره فيلم رن (فرانسه)، جايزه وزارت فرهنگ بلژيك به فيلم ”آرزوهاي زمين” ساخته وحيد موسائيان در نوزدهمين جشنواره فيلم عشق بلژيك، جايزه ويژه هيات داوران به فيلم كوتاه ”باد گيسوانت را شانه خواهد زد” ساخته سامان سالور در جشنواره فيلم سن خوزه (آمريكا) و همچنين مرموري بر اثار محسن مخملباف در دانشگاه بيگلي استانبول، حضور داريوش مهرجويي در هيات داوران بخش بينالملل و امير اسفندياري در هيات داوران بينالمذاهب بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر،حضور نيكي كريمي در هيات داروان و حضور ٩٢ فيلم ايراني در ”بخش چشمانداز ايران” چهاردهمين جشنواره فيلم رن (فرانسه) نيز ازديگر موفقيتهاي سينماي ايران به شمار ميآيد.
- سهشنبه اين هفته فيلم هفت قتل با دستور قبلي در فيلمخانه ملي ايران به نمايش در ميآيد.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، روز سهشنبه ٢٦ فروردين ساعت ٣٠/١٨ فيلم “هفت قتل با دستور قبلي” ساخته ژاك روفيو (محصول ١٩٧٤ فرانسه) با بازي ميشل پيكولي، ژرارد دپارديو، جين بيركين و مارتين ولادي در جلسات هفتگي نمايش فيلمخانه ملي ايران در سينما صحرا به نمايش در ميآيد.
(ضمنا فيلمخانه ملي ايران براي دوره چهل و هفتم - بهار ١٣٨٢ از ميان دانشجويان، فارغالتحصيلان، اهالي مطبوعات و دستاندركاران سينما عضو جديد مي پذيرد.
ژاك روفيو در سال ١٩٢٨ در مارسي متولد شد و پس از دستيار و مديريت توليد فيلم از سال ١٩٦٧ با ساختن فيلم “افق” به جرگه فيلمسازان فرانسوي پيوست. “افق” اقتباسي بود از رماني نوشته ژرژكونشون، كه بازيگر نخست آن ژاك پرن بود. “افق” در دوره خود فيلمي جسورانه ارزيابي شد كه فرار سربازان از خدمت در خلال سالهاي جنگ جهاني اول موضوع اصلي آن بود. نمايش اين فيلم در فرانسه مخالفتهايي در پي داشت، و شكست تجاري آن موجب شد كه اين شايعه بر سر زبان بيفتد كه دستگاههاي مميزي در نمايش عمومي و تبليغات فيلم اختلال ايجاد كردهاند. به رغم شكست ت جاري فيلم، ژاك روفيو آوازهاي كسب كرد كه نه ساختار (شكل و محتواي) فيلم، بلكه موضوعهاي حاشيهاي به آن دامن زده بود.
- از سوي انجمن سينماي جوانان ايران بيست فيلم كوتاه ايراني به خريداران ديگر كشورها فروخته شد
انجمن سينماي جوانان ايران، در پي تلاشي گسترده، موفق شد بيست فيلم كوتاه ايراني از توليدات خود را به شش خريدار خارجي بفروشد.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران، دو فيلم “باد سرخ“ (علي محمد قاسمي) و “شاليزه“ (اعظم نجفيان) براي پخش در كانال “آرته اروپا” فروخته شد. كانال آرته، يك كانال تلويزيوني معتبر و معظم فرهنگي در سطح جهان است و در اروپا نيز با اختصاص ٩٠ تا ٩٥ درصد از برنامههاي خود به كالاها و برنامههاي فرهنگي، مهمترين شبكه تلويزيوني فرهنگي اين قاره به شمار ميرود. اين شبكه به دو زبان فرانسه و آلماني برنامههاي خود را پخش ميكند و يك فرستنده تلويزيوني مشترك الماني و فرانسوي است.
دو فيلم ايراني “باد سرخ“ و “شاليزه“ براي پخش در برنامه معرفي فيلمهايي كوتاه جهان، از سوي مسوولان اين شبكه خريداري شد.
در دومين فروش گستردهي فيلم كوتاه ايراني، هفت فيلم به شركت فرانسوي MK2 فروخته شد. اين شركت تهيه و توزيع فيلم فرانسوي بتازگي تصميم گرفته است كه پنج فيلم سينمايي گبه، سلام سينما، سكوت، سيب و زماني براي مستي اسبها را بر روي نوارهاي DVD به بازار جهاني عرضه كند و به همراه هر كدام از اين فيلمها، چند فيلم كوتاه ايراني نيز قرار دهد. براي اين منظور، تعدادي از فيلمهاي كوتاه بهمن قبادي و هفت فيلم از توليدات انجمن سينماي جوانان ايران در نظر گرفته شده است.
فيلمهاي انجمن سينماي جوانان كه بدين منظور خريداري شده، عبارت است از: آواي خاك (كوروش گرمساري)، زيارت (مهدي جعفري)، شناسايي يك زن (مسعود بخشي)، پرشنگ (مهوش شيخالاسلامي)، او چه ميبيند (فيما امامي)، كانديدا (محمد شيرواني) و يك بعد از ظهر داغ (حسن رشيد قامت)
گزارش روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران همچنين حاكي است كه، تلويزيون والنسيا اسپانيا نيز اقدام به خريد هشت فيلم كو تاه ايراني از انجمن سينماي جوانان ايران كرد. اين فيلمها عبارت است از: من و عروسكم (پريوش نظريه) دو خواهر (بيژن ميرباقري) چاه خيال (حميد سليميان) چكمهها در برف (شمسالدين آروند) ستاره قطبي (طاهره آشياني - هاشم عطار) خانه سفيد است (طيبه فلكيان) چوب مقدس (شهرام درويش) سمفوني فرشتگاه (محمد ترابي) علاوه بر اين، فيلم بيوه مرد (مهرداد اسكويي) به تلويزيون فنلاند، فيلم پرشنگ (مهوش شيخالاسلامي) به آرشيو جشنواره اوبرهاوزن آلمان، و فيلمهاي بيوه مرد (مهرداد اسكويي) پير حرا (مهوش شيخالاسلامي) و موج بر ساحل (علي محمد قاسمي) به دانشگاه سن ديه گو آمريكا فروخته شد.
عكس فيلمها در سايت www.iyes-ir.com موجود است.
انتهاي پيام
نميتوانيم نشريه خوب سينمايي داشته باشيم بدون اينكه سينماي خوبي داشته باشيم با جنجال آفريني در صفحات سينمايي صاحب نشريات مناسب نخواهيم بود.
سيدناصر هاشمزاده، سردبير ماهنامه نقد سينما در گفتوگو با خبرنگار سرويس سينمايي ايسنا، درباره عمدهترين مسائل و معضلات نشريات تخصصي سينمايي گفت: مسلما عده بسياري از جمعيتمان دوست دارند درباره سينما اطلاعاتي كسب كنند، چه آنهايي كه مستقيما به كار سينما ميپردازند و چه آنهايي كه تعلق خاطري به سينما دارند اما مشكل اصلي اين است كه شايد ما جوابگو نيستيم يعني ماهنوز مثلا داريم به دهههاي 50 و 60 سينما ميپردازيم.
وي افزود: در نگاه تخصصيمان به سينما نيز در شخصيتهاي خاصي از سينماگران جهان گير كردهايم و مدام همانها را مطرح ميكنيم، حرفهاي خيلي گنده و مهم در مقالاتمان در مورد كارگردانها و فيلم هاي بزرگ تاريخ سينماي جهان بيان مينماييم. ولي وقتي به سينماي خودمان ميپردازيم، متوجه ميشويم هم سينماي ما بضاعت لازم را ندارد و هم نويسندگان ما بضاعت فكريشان را در مسيري قرار ندادهاند تا سينمايمان را به جهت ديگري سوق بدهند.
سردبير ماهنامه ”نقد سينما” درباره تاثير برنامههاي سينمايي كشور بر وضعيت نشريات تخصصي سينما خاطرنشان ساخت: با توجه به تنشهايي كه برنامههاي سينمايي كشور با آنها روبرو هستند تا شما ميآييد و تصميم ميگيريد با برنامهريزي دوره خاصي از وزارت ارشاد يا فارابي هماهنگ شويد، برنامهريزي ديگري مطرح ميشود و سليقه ديگري پيدا ميشود و اين بازي متناوبا ادامه مييابد و هيچ كدام از برنامهريزيها تجربه نشده، فقط چيزهايي را مطرح ميكنند.
هاشمزاده در ادامه تصريح كرد: مهمترين مساله سينما در حال حاضر شايد مضمون و متن فيلمنامه باشد و خود به خود وقتي چنين وضعي وجود دارد نشريات تخصصي ما بايد به چه چيزي بپردازند. يك سري اخبار كم مايه، يا تحليلهاي خيلي كهنه شده قديمي باقي ميماند و بدين طريق نميتوانند با سينماي امروز جهان تماس برقرار كنند.
وي در ادامه گفتوگو يادآور شد: عموما يادداشتهاي سينمايي در كشور انعكاس خبري اند و با انعكاس سينمايي در مفهوم درست كلمه فاصله دارند وقتي قرار است فيلم هاي خارجي را معرفي كنيم لازم است حداقل قسمتهايي از آنها براي منتقدين ما به نمايش دربيايد. مثلا منتقد ما دربارهي فيلم ”پيانيست” پولانسكي مينويسد در حالي كه اصلا فيلم را نديده است و اين خيلي بد و عجيب است و وقتي منتقد در اين رابطه متوجه ضعف خود ميشود نام ميبريم به مترجم و ترجمه نقدهايي را داريم كه مثلا شخصي در گوشهاي از جهان فيلم را ديده است ولي ما در موقع ترجمه فيلم را نديدهايم اما نوشته خارجي را خوانده و ترجمه ميكنيم و اين امر هم مشكلساز است.
سردبير نقد سينما در پايان گفتوگو تاكيد كرد: مثلا گرفتن مطلب و عكس از اينترنت و چاپش در مجله براي خالي نبودن عريضه، انتشار نشريه به معني خوب كلمه نيست كه يكسري خبرسازي جهت ايجاد شايد تفريحات ذهني براي عدهاي باشد.
وي افزود: نميتوانيم نشريه خوب سينمايي داشته باشيم بدون اينكه سينماي خوب داشته باشيم. با جنجال آفريني در نشريات و گفتن اينكه چرا اين طوري شد و چرا فلان تصميم گرفته شد، نميتوانيم مجلات خوبي داشته باشيم.
انتهاي پيام
- مستند ”برفهاي شاهو” و فيلم داستاني ” راه شكوه” به بخش مسابقه جشنواره بينالمللي mediawavc intcrnational festival art راه يافتند. اين جشنواره در سال ٢٠٠٣ به عنوان يك جشنواره مستقل با موضوع خاص ”زن” درتاريخ ١٣-6 ارديبهشت ماه سال جاري در كشور مجارستان برگزار ميشود.
به گزارشايسنا به نقل از اداره كل روابط عمومي سازمان صدا و سيما، اين برنامهها از سوي مديريت جشنواره اداره كل هماهنگي دفاتر خارجي از كشور انتخاب و براي شركت در اين جشنواره ارسال شد، به ترتيب از توليدات مركز كرمانشاه و شبكه دو سيما است.
مستند ”برفهاي شاهو” سعي داشته بيانگر سختكوشي و جديت جان فرساي قومي باشد كه رزق خود را از طبيعت ميستانند. عشاير حاشيه كوه ”شاهو” كه عمدتا دامدار هستند براي ”بهار چرائي” چند ماه به ”كوه شاهو” كوچ ميكنند. مستند ”برفهاي شاهو” تاملي است بر عزت نفس و تلاش اين مردم. همچنين فيلم ”راه شكوه” داستان كودكي روستايي است كه در پي مصدوميت پدرش سعي دارد تا قسمتي از وظايف پدرش را خودش به دوش كشد كه همان بردن شير به شهر و فروختن آن است، اما به دنبال بيتوجهي و بيدقتي در مسيرش شيرها را تلف ميكند. او براي جبران خسارت از خانه پير زن تنها، شير ميدزدد و ....
-دو فيلم مستند از توليدات ”مركز گسترش سينماي مستند و تجربي” تحت عناوين ”دختران افتاب” (مهدي نادي) و خواجه غلطان ولي (مهرداد گودرزپور)، به بخش مسابقه جشنواره ”بايت مانگو” انگلستان راه يافت.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي ”مركز گسترش سينماي مستند و تجربي”، نهمين جشنواره سينمايي ”بايت مانگو” the bite mango طي روزهاي ٢٩ خرداد لغايت ٤ تير ١٣٨٢، توسط وزه عكس و فيلم براد فورد، برگزار خواهد شد و فيلمهاي ”دختران آفتاب” و ”خواجه غلطان ولي” به نمايندگي از سينماي مستند ايران. دربخش مسابقه جشنواره به نمايش در خواهند آمد.
گفتني است كه امسال، جشنواره ”بايت مانگو” روي فيلمهاي آسيائي تمركز كرده و مروري بر اثار ”شانتارام” فيلمساز هندي، ”لورنس فيش برن” بازيگرو برگزاري سينمارهاي مختلف نيز از ديگر برنامههاي اين جشنواره ميباشد.
لازم به ذكر است كه فيمل مستند ”دختران آفتاب” چندي پيش، تنديس بهترين فيلم مستند جشنواره معتبر تامپره فنلاند را به گنجينه افتخارات سينماي مستند ايران افزون نموده بود، ضمن اينكه ”خواجه غلطان ولي” هم چند جايزه داخلي را از آن خود كرده است.
- برنامه كامل چهل و هفتمين دوره جلسات نمايش فيلمخانه ملي ايران در بهار سال ١٣٨٢ اعلام شد.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و بر اساس اعلام فيلمخانه ملي ايران، چهل و هفتمين دوره جلسات نمايش فيلمخانه از تاريخ نوزدهم فروردين ماه جاري با نمايش فيلم «همه چيز مرتب است، هيچ چيز مرتب نيست» ساخته لينا ورتمولر محصول ١٩٧٤ آغاز و تا تاريخ ٢٧ خرداد ماه سال جاري با نمايش فيلم « مستندهاي ابراهيم گلستان » ادامه خواهد يافت.
اين گزارش حاكيست: نمايش تمامي فيلمهاي اين دوره، مشتمل بر يازده فيلم سينمايي راس ساعت ١٨:30 در محل سينما صحرا برگزار ميشود.
اضافه ميشود: فيلمخانه ملي ايران براي دوره بهار ١٣٨٢ از ميان دانشجويان، فارغالتحصيلان دانشگاهها و دستاندركاران سينما و مطبوعات عضو ميپذيرد و علاقمندان به عضويت ميتوانند در ساعات اداري ايام هفته ( به جز روزهاي پنج شنبه و تعطيل) به ميدان بهارستان خيابان كمالالملك - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - ساختمان معاونت سينمايي - فيلمخانه ملي ايران مراجعه كرده و يا روزهاي سه شنبه از ساعت ١٨ الي ٢٠ به سينما صحرا (محل نمايش فيلم) مراجعه كنند.
برنامه كل چهل و هفتمين دوره جلسات نمايش فيلمخانه ملي ايران به اين شرح است: ١٩ فروردين همه چيز مرتب است، هيچ چيز مرتب نيست (ليناورتمولر، ١٩٧٤)
بازيگران: لوييجي ديبرتي، لينا پوپيتو، نينوبيگناميني و سارا پيساردا- زبان اصلي
٢٦ فروردين هفت قتل با دستور قبلي / رهايي از زندان جسم ( ژاك روفيو، ١٩٧٤)
بازيگران: ميشل پيكولي، ژرار دپارديو، جني بيركن و مارتين ولادي - دوبله به فارسي
٢ ارديبهشت اسكي باز سراشيب (مايكل ريچي، ١٩٦٩)
بازيگران: رابرت ردفورد، جين هاكمن، كاميلااسپارو و تيموتي كرك - دوبله به فارسي
٩ ارديبهشت چشم شيطان (جي لي. تامپسون، ١٩٦٧)
بازيگران: ديويد نيون، دبوراكر، فلوذارابسون و ديويد همينگز - دوبله به فارسي
١٦ ارديبهشت قمارباز (كلوداوتان لارا، ١٩٥٨)
بازيگران: ژرار فيليپ، ليزلوته پولور، نادين آلاري و برنارد بليه - زبان اصلي
٢٣ ارديبهشت راه بزرگ آبي (جيلو پونته كوروو، ١٩٥٧)
بازيگران: ايومونتان، ترنس هيل و آليدا والي - دوبله به فارسي
٣٠ ارديبهشت سايونارا ( جاشوالوكان، ١٩٥٧)
بازيگران: مارلون براندو، ميكوتاكا، ردباتونز و جيمز گارنر - دوبله به فارسي
٦ خرداد خون آشامها ( ريكادو فرهدا، ١٩٥٦)
بازيگران: جينامارياكاناله، آنتوان بالپتره، كارلو دانجروو ريكاردوفرهدا- دوبله به فارسي
١٣ خرداد دزد بغداد (مايكل پاول، لودويك برگر و تيم ويلان ١٩٤٠)
بازيگران: كنرادوايد، سابو، جان جاستين و ركس اينگرام - دوبله به فارسي
٢٠ خرداد مسخره بازي چاپلين در كارمن (چارلي چاپلين، ١٩١٦)
بازيگران: چارلي چاپلين، ادناپرويانس، بن تورپين و ليوواتيا- دوبله به فارسي
٢٧ خرداد مستندهاي ابراهيم گلستان
شامل فيلمهاي: موج مرجان و خارا، چشم انداز پيشرفت و خرمن و بذر
انتهاي پيام
هوشنگ ميرزايي از كارگردانان سينماي مستند و كوتاه است كه تا كنون فيلمهاي مستندي چون ”سازنه”، ” زنان خرمشهر” و ” روناك” را ساخته است كه در جشنوارههاي مختلفي شركت كردهاند و توانسته است جوايزي را به دست آورد.
خبرنگار سرويس سينمايي ايسنا روز يكشنبه با او گفتوگويي انجام داده است كه در ذيل ميآيد:
ايسنا: سينماي مستند ايران در چه دورههايي رونق داشته است؟
زمان شكوفايي سينماي مستند به سالهاي دور برميگردد. زماني كه وزارت فرهنگ و هنر، تلويزيون ملي شركت نفت و كانون پرورش فكري حضور داشتهاند و به مستندسازي اهميت ميدادند. مديران آن زمان شناخت خوبي نسبت به سينماي مستند داشتند و در فضاي سياسي و استبدادي وقت كارهاي جسورانهاي ساخته شده است مثل كارهاي آقاي شيردل و در آن دوره مثلا ژانرهاي مختلف سينماي مستند بيشتري داشتيم تا نسبت به الان و هر كدام از آنها توانستند موفق عمل كنند.
مثلا در كانون پرورش فكري عباس كيارستمي مستندهاي گزارش خوبي با موضوع كودكان و نوجوانان تهيه كرد.
ولي بعد از انقلاب، با توجه به شرايط تحولات اجتماعي مثل جنگ 8 ساله، در اين دوره، تلويزيون وحوزه هنري بيشتر وارد حوزه مستندسازي شدند و در آن زمان حوزه هنري تيم فيلمسازي خيلي خوبي داشت و آثار توليدي حوزه را تلويزيون پخش ميكرد. مثل مستندهاي شهيد آويني. مستندهايي كه بعضي از آنها در زمان خودشان آثار نسبتا خوبي بودند .
بعد از انقلاب، بيشتر تلويزيون در حيطه مستندسازي فعال بوده ولي خوب، بيشتر، محدود به حوزه جنگ و غير از آن موضوعات روزمره مثل نشان دادن در و ديوار، گل و كوه و بلبل. ميشدو در اين مستندها هيچ نوع تحقيق و پژوهشي صورت نميگرفت. خيلي كم خرج و كم هزينه ساخته ميشدند براي اين كه آنتن را پر كنند. شايد كمتوجهي مديران بخش مستند تلويزيون، باعث شده كه خيلي از پيشكسوتان و مستندسازان خوب دوره گذشته و حال، زياد طرف تلويزيون نروند.
ايسنا: از انواع و گونههاي مستند از لحاط ساختاري و محتوايي تا كنون، چه گونههايي در سينماي مستند ايران تجربه نشده است؟
ما اگر بخواهيم گونههاي مختلف مستند را بررسي كنيم در واقع شامل مستندهاي خبري گزارشي، مستندهاي قوم نگار، مستندهاي اجتماعي ميشود. مستدهاي اجتماعي كه شامل موضوعات و واقعيتهاي تلخ جامعه مي شود، كه اين نوع مستند در ايران در خط قرمز قرار دارد و نميشود زياد به آن پرداخت. البته تحول دوم خرداد باعث شد كه اتفاقاتي در جامعه شكل گيردكه بعضي از اين اتفاقات را نميشود به سمت آن رفت مثل قتلهاي زنجيرهاي، قتلهاي عنكبوتي، ماجراهاي زنان خياباني در مشهد يا مثل مسئله خانه عفاف و خيلي از تنگناها كه وظيفه مستندساز اين است كه راهحل براي آنها پيداكند ولي خوب بيشترين انتظاري كه از مستندسازي مي رود كارهايي خالي از ذوق و انديشه و مستندهاي معمولي بيآزار است كه به كسي برنخورد!
در اين چند سال عليرغم وجود بحث اصلاحات در جامعه، سينماي مستند از آن فاصله داشت و خيلي كم فيلم در اين زمينه ساخته شد تا به بررسي اين تحولات بپردازد. فقط يك نمونه، فيلم خانم بنياعتماد ”روزگار ما” بود كه بررسي خوبي از ساختار اجتماعي اين دوره و دوم خرداد به مخاطب منتقل ميكند و آن را وادار به تفكر ميكند كه در كجا قرار گرفته است.
ايسنا: علت اصلي مخاطب گريزي در سينماي مستند را در چه ميدانيد؟
به نظر من مسئله مخاطب گريزي در سينماي ايران، بيشتر به ضعف مديريت فرهنگي بر ميگردد و وقتي مديران فرهنگي نه تمايلي به ديدن اثار مستند دارند و نه شناختي نسبت به آن، چه انتظاري از عامه مردم داريم كه ذهن آنها از برنامههاي مستند خنثي و تكراري است. چون تصور اغلب آنها اين است كه مستند همين آثاري است كه از شبكههاي تلوزيوني پخش ميشود چون موضوعات اين مستدها تكراري است و خوب هم ساخته نميشوند. از همان ابتدا، مديراني كه اين برنامهها را سفارش ميدهند يك چارچوب اخلاقي و سفارشي در واقع براي تهيه كننده و كارگردان تعيين ميكنند و براساس اين سفارش، فيملسازان بدون هيچ تحقيق و پژوهشي به سرعت فيلم خود را ميسازند حتي بدون اينكه ايماني به كار خود داشته باشند كه هدفشان چيست؟ و مخاطب آنها كيست؟ علم مخاطب شناسي، در ايران هنوز جا نيفتاده است. خود همين موضوع به حيطه تخصص علمي و عقلي برميگردد كه هيچ كدام از مديران فرهنگي ندارند.
ايسنا: وضعيت توزيع، توليد و مخاطب سينماي مستند در كشورهاي ديگر چگونه است؟
در كشورهاي ديگر، سختگيري بيشتري نسبت به ساخت فيلم وجود دارد و روي ايده و محتوا وتحقيق و پژوهش، تاكيد دارند و به كساني سفارش ساخت فيلم ميدهند كه نمونه كارهاي موفقي داشته باشند و هم متخصص باشند و وقتي وارد عمل ميشوند به درستي كار خود را انجام ميدهند و كانال چهار تلويزيون انگليس يا بيبيسي براي ساخت مستند 5 دقيقهآي، 30هزار پوند ميدهند اما آن طرحي كه انها انتخاب ميكنند طرحي نيست كه به صورت تلفني تصويب شود و در واقع براي آنها خيلي مهم است كه در آن برنامه چه حرفي قرار است زده شود و آيا ارزش سرمايهگذاري دارد. در صورتي كه انجمن سينماي جوانان و مركز گسترش سينماي تجربي در ايران كه در زمينه ساخت فيلمهاي مستند و فعاليتهاي معمولي و معدودي دارند. بر خلاف همه جاي دنيا عمل ميكنند يعني اول فيلم بدون تحقيق و پژوهش ساخته ميشود و بعد، آن فيلم را ميخرند كه البته اين خريد و حمايت شامل حال همه نميشود شامل حال نور چشميها ميشود كه تعداد آنها معمولا محدود است.
آنها مدعي هستندكه مديريت خوبي در زمينه سياستهاي سينماي مستند دارند در صورتي كه خود هيچ وقت تمايل ندارند مستند خوبي كه در دنيا ساخته شده نگاه كنند و تحقيق كنند و براساس نمونههاي موفق و دستاوردهاي روز پيش بروند. به همين خاطر در يك سطح پيش و پا افتاده باقي ماندهاند هم اكنون سينماي ميني ماليستي مستند در خيلي از كشورهاي اروپايي و آمريكايي پذيرفته شده است ولي در ايران، اغلب كساني كه سياستگذار سينماي مستند هستند ترجيح ميدهند تصاوير شيك و كارت پستالي بينند.
تصوري كه از سينماي مستند دارند در همين حد است در صورتي كه در سينماي ميني ماليست، بحث نور و رنگ مطرح نيست بيشتر بحث رويارويي با واقعيت مهم است كه چگونه ان را بيشتر كنند.
درباره بحث استقبال مخاطبان خارجي از فيلمهاي مستند با توجه به اينكه خود من در جشنوارههاي معتبر مستندي مثل بيلبائو اسپانيا و تامپره (فنلاند) شركت داشتم، از نزديك عكسالعمل مخاطب خارجي را ديدم. بيشترين تمايل آنها به ديدن فيلمهاي مستند و انيميشن است. فيلمهاي انيميشن به خاطر اينكه لحظههاي شاد و مفرحي را به وجود مياورند و معمولا زمان كوتاهي دارند و فيلمهاي مستند به اين جهت كه بيشترين اطلاعات را از يك موقعيت بومي جغرافيايي سياسي را به مخاطب منتقل ميكند و در واقع سريعترين وسيله انتقال پيام است، با استقبال خوبي روبرو ميشوند به همين خاطر بيشتر وقتها، سالن نمايش پر از تماشاگر است و فيلمها را با كيفيت خوبي پخش ميكنند.
آنها روي مخاطب سرمايهگذاري خوبي انجام دادهاند مثلا جشنواره بيلبائو كه جشنوارهي قديمي است، توسط تلويزيون مدام تبليغ ميشود و آنها كارهاي تبليغي خوبي نيز در سطح شهر انجام ميدهند آنها هيچ گاه محل جشنوارهها و مديريت آن را تغيير نميدهند و مديريت يك جشنواره ممكن است پنجاه سال ثابت باشد.
جشنوارهاي مثل شفليد، بيبيسي حمايت كننده آن است يا مثل جشنواره فيلمهاي مستند هات داگس، تورنتو كانادا، آنها صد كانال تلويزيوني را براي خريد فيلم دعوت ميكنند و اغلب بازار فيلم دارند كه فيلمهاي خوب فروش ميرود و باعث جذب سرمايه ميشود.
اما مثلا در ايران قرار بود جشنواره كيش بينالمللي شود اما اين حرف فقط در حد حرف و رويا و خواب است و حتي احتمال برگزار نشدنان بسيار بيشتر از بينالمللي شدن است.
در ايران ميگويند مدير سينماي مستند ما خيلي موفق است ولي با وجود اينكه ارتباطات خوبي با جشنوارهها دارند مدام هم در داخل در رسانه ها صحبت از عدم برگشت سرمايه ميزنند پس چرا به فكر ايجاد بازار براي فروش فيلم نيستند؟ و تنها حرف ميزنند و چرا از دعوت كنندههاي خارجي و شبكههاي تلويزيوني دعوت نميكنند؟
سينماي مستند به مدير محافظهكار نياز ندارد محافظهكاري با سينماي مستند جور در نميايد چون سينماي مستند سينمايي پرسشگر و افشاگر است. مايكل مور به راحتي ميگويد كه ميخواهم فيلم بر عليه بوش بسازم و بدون اينكه سر از جاهاي تنگ و تاريك در بياورد، مستند خوبي ميسازد.
ايسنا : صرف نظر از انتقادات هميشگي كه از عدم توجه تلويزيون به سينماي مستند و عدم وجود سالن سينما ميشود چرا راههاي ديگري براي نمايش فيلمهاي مستند و بازگشت سرمايه وجود دارد؟
به نظر من اگر خود فيملسازان و تهيهكنندگان، سيستم ارتباطي خوبي داشته باشند و با زبان خارجي هم آشنا باشند ودر بازارهاي فيلم دنيا شركت كنند موفق ميشوند و هم اكنون خيلي ها اين كار را به صورت مستقل انجام ميدهند. اگر تلويزيون خريداري خوبي نيست، بايد دنبال خريدارهاي بهتر از تلويزيون بود و مهمتر اينكه فيلم خوب را بسازيم و فقط تلويزيون و خريدارها را محكوم به بيتفاوتي نسبت به اثار مستند نكنيم طبيعتا اثر مستندي كه در سه روز و با عجله ساخته ميشود نميتواند نظر هيچ خريداري را جلب كند.
حتي بعضي از موضوعات خنثي هم اگر خوب ساخته شود از طريق بعضي از رابطهها قابل فروش به تلويزيون هستند.
ايسنا: چرا سينماگران عرصه سينماي مستند عمدتا جذب سينماي بلند ميشوند؟
اين يك چيز نسبي است ودر همين دوره انقلاب اتفاق افتاده است و اغلب جوانان خاصي هستند كه فكر ميكنند تمامي آرزوهاي آنان در سينماي بلند براورده ميشود. قبل از انقلاب ناصر تقوايي يك مستندساز خوب بود كه بعد از اينكه كلي شناخت و تجربه به دست آورد، پس از ساخت كارهاي موفق به سمت سينماي داستاني رواورد . كيارستمي داراي سياه مشق هاي اوليه از مستندهاي خوبي بودكه در كانون توليد شد يا امير نادري كه از همان ابتدا نگاه ژورناليستي و واقعگرا و جستجوگري داشته كه عكاسي به او داده بود. اين هنرمدان بسيار تلاش كردند تا به سينماي داستاني رسيدند. اما متاسفانه بيشتر مستندسازان جوان نسل كنوني با ساخت يك فيلم مستند كه در بعضي از جشنوارهها فيلم كوتاه جايزه ادبي ميگيرند همان فيلم كوتاه را تبديل به فيلم داستاني بلند ميكنند كه نه فيلم كوتاه است و نه فيلم بلند.
ايسنا: جايگاه بخش دولتي و بخش خصوصي در سينماي مستند چگونه است؟
تنها جايي كه از سينماي مستند و تجربي حمايت ميكند همين مركز گسترش سينماي تجربي است كه بعد از انقلاب شكل گرفته است و تا حدودي انجمن سينماي جوان، ولي مدام فعاليتهاي آنان فراز و نشيب و نوسان بسياري داشته است. زماني چند سال مركز گسترش سينماي مستند تعطيل بود و الآن هم بحث اذعام آن با انجمن سينماي جوان مطرح است. البته بيشتر اين جابجاييها بعد از وقفه چند ساله صورت گرفته است و بيشتر به ييلاق و قشلاق شبيه است يعني بيشتر حمايت از مديران مطرح است تا بحث حمايت از سينماي مستند.
در همين يكي دو سال اتفاق قابل توجه مثل جنگ عراق و افغانستان روي داد كه هيچ خبري از حضور مستندسازان ايراني نشد به جز حضورهاي پراكنده كه مستندهاي ماندگاري نبودند وبسياري از فيلمسازان مستند، علي رغم علاقهاي كه داشتند نتوانستند درباره جنگ عراق فيلم بسازند. مثلا اگر طرحي را براي ساخت فيلم مستندي درباره عراق بدهيم جواب آن را دو سال ديگر ميدهند!
در بخش خصوصي، تنها جايي كه به خوبي وارد عمل شد شركت سينمايي فجر به مديريت عبدالرضا ساعتچي فرد بود كه آمد با سرمايه شخصي خود تعداد قابل توجهي فيلم مستند كه اغلب موضوعات اجتماعي داشتند توليد كرد ولي اين فيلمها روي دست اين شركت مانده است چون نه تلويزيون تمايلي به خريد آنها دارد و نه مركز گسترش مستند وتجربي كمك ميكند. حركت آنها اگر چه حركت خوبي بود ولي اگر حمايتي از اين موسسه به وجود ميامد و ممكن بود بقيه موسسات غير دولتي هم در اين زمينه وارد عمل شوند ولي با وجود توليد 30-40 فيلم مستند در كمتر جايي از او تقدير شد به همين خاطر كمتر كسي ديگر وارد اين حيطه ميشود مراكز دولتي هم هميشه ميگويند پول نداريم.
ايسنا: تعريف شما از سينماي سفارشي چيست و چه معايب و محاسني دارد؟
شيوه سفارش در تلويزيون ايران با شبكه آرته فرانسه فرق ميكند مسئولانارته از همان ابتدا و قبل از ساخت فيلم يك دستورالعملي ميدهند و ميگويند براساس اين بايد عمل كرده و بايد اين مشخصهها را رعايت كني و اين قانون باتغيير مديران و يا بعد از ساخت تغيير نميكند ولي در اينجا برعكس است و هزار بار سر و ته فيلم را مي زنند. اگر چه فيلم قبلا تصويب شده باشد حتي ممكن است با تغيير مديران يك فيلم پخش يا توليد نشود و كارگردان را به زندان بياندازند و بگويند پول بيتالمال را دور ريختهاي.
انتهاي پيام
كانون فيلم دانشكده سينما و تئاتر آثار كوتاه و بلند اميرشهاب رضويان از فعالان سينماي مستند را به نمايش ميگذارد.
به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، 8 فيلم كوتاه از ساختههاي اين كارگردان در روز سيام فروردين ماه به نمايش درميآيد.
براساس اين گزارش از ساعت 12:30 فيلم هاي كوتاه سايهاي در سكوت، عصر ديروز، مسا، مكاشفات درباره جهت، آوازهاي مرد خاكستري، آواز براي هامبورگ، همسايه ها و يك مرد تشنه به نمايش درميايد.
همچنين در روز يكشنبه 31 فروردين و از ساعت 12:15 فيلم بلند سفر مردان خاكستري محصول 1380 و روز دوشنبه اول ارديبهشت فيلم تهران ساعت 7 صبح از ساعت 12:30 دقيقه به نمايش درميآيد.
انتهاي پيام






